فرهنگ آریان‌پور

مکث

#۱۹۰٬۰۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

halt

ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن

۲

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه

۳

stand

(past: stood ; past participle: stood) ـ ایستادن، تحمل کردن، موضع، دکه، بساط، ایست کردن، توقف کردن، ماندن، راست شدن، قرار گرفتن، بودن، واقع بودن، واداشتن، عهده دار شدن، ایست، توقف، مکث، وضع، موقعیت، شهرت، مقام، پایه، میز کوچک، سه پایه، دکه دکان، ایستگاه، توقفگاه، جایگاه گواه در دادگاه، سکوب تماشاچیان مسابقات

۴

period

دوره، نقطه، مدت، موقع، گاه، وقت، روزگار، عصر، گردش، نوبت، ایست، مکث، نقطه پایان جمله، جمله کامل، قاعده زنان، طمث، حد، پایان، نتیجه غایى، کمال، منتها درجه، دوران مربوط به دوره بخصوصى

۵

breather

فرصت، استراحت، مکث

۶

cunctation

مسامحه، تاخیر، قصور، مکث، تعویق، تعلل

۷

let up

انقطاع، فروکش، مکث، کند کردن، مکث کردن، خفیف شدن

۸

breathing space

ایست، مکث

۹

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده rest عامیانه‌ letup

۱۰

lapse

نسیان، لغزش، خطا، برگشت، انحراف موقت، انصراف، مرور، گذشت زمان، زوال، سپرى شدن، انقضاء، استفاده از مرور زمان، ترک اولى، الحاد، خرف شدن، سهو و نسیان کردن، از مد افتادن، مشمول مرور زمان شدن

۱۱

respite

مهلت، فرجه، امان، استراحت، تمدید مدت، رخصت، فرجه دادن

۱۲

interval

فاصله، مدت، فرجه، ایست، وقفه، فترت، خلال

۱۳

hesitation

درنگ، تبعید، تامل، دودلى

۱۴

interregnum

فترت، فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر، دوره حکومت موقتى، فاصله