فرهنگ آریان‌پور

مقیاس

#۱۸۹٬۸۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

gauge

درجه، اندازه، پیمانه، مقیاس، معیار، ضخامت ورق فلزى یا قطر سیم و غیره، پیمانه کردن، آزمایش کردن، اندازه گرفتن، اندازه گیر

۲

meter

متر، اندازه گیر، سنجنده، (metre) اندازه، وسیله اندازه گیرى، مقیاس، میزان، کنتور، مصرف سنج، وزن شعر، نظم، سجع و قافیه، با متر اندازه گیرى کردن، سنجیدن، اندازه گیرى کردن، به صورت مسجع و مقفى در آوردن

۳

metre

(meter =) ـ اندازه، وسیله اندازه گیرى، مقیاس، میزان، کنتور، مصرف سنج، وزن شعر، نظم، سجع و قافیه، متر، با متر اندازه گیرى کردن، سنجیدن، اندازه گیرى کردن، به صورت مسجع و مقفى در آوردن

۴

module

پیمانه، واحد، اندازه گیرى، حدود، حوزه، گنجایش، طرح، نقشه کوچک، واحد اندازره گیرى، مقیاس مدل، نمونه، قسمتى از سفینه فضایى، اتاقک

۵

measure

اندازه، اندازه گرفتن، سنجدین، پیمانه، مقیاس، واحد، میزان، حد، پایه، درجه، اقدام، (شعر) وزن شعر، بحر، پیمانه کردن، سنجیدن، درآمدن، اندازه نشان دادن، اندازه داشتن

۶

criterion

ضابطه، معیار، ملاک، میزان، مقیاس، نشان قطعى، محک

۷

indicator

نماینده، اندیکاتور، شاخص، اندازه، مقیاس، فشار سنج

۸

yardstick

چوب ذرع، میزان، مقیاس، پیمانه، معیار

۹

measurement

اندازه گیرى، سنجش، اندازه