فرهنگ آریان‌پور

مقهور کردن

#۱۸۹٬۷۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

tread

(past: trod ; past participle: trodden, trod) ـ گام بردارى، پا گذاشتن، راه رفتن، لگد کردن

۲

subjugate

تحت انقیاد در آوردن، مطیع کردن، منکوب کردن

۳

overmaster

برترى یافتن بر، مهارت کامل پیدا کردن در