فرهنگ آریان‌پور

مقسوم علیه

#۱۸۹٬۶۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

divtsor

مقسوم علیه، بخشیاب

۲

divisor

(ریاضى) مقسوم علیه، بخشى

۳

denominator

مخرج، برخه نام، تقسیم کننده، مشتق کننده، مقسوم علیه

۴

factor

عامل، ضریب، عامل (عوامل)، حق العمل کار، نماینده، فاعل، سازنده، فاکتور، عامل مشترک