فرهنگ آریان‌پور

مقرون به صرفه

#۱۸۹٬۶۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

frugal

صرفه جو، مقتصد، با صرفه، اندک، میانه رو، ساده

۲

economy

اقتصاد، صرفه جویى، علم اقتصاد

۳

economical

صرفه جو، خانه دار، باصرفه، مقرون بصرفه، اقتصادى، خانگى