فرهنگ آریان‌پور

مقرری

#۱۸۹٬۶۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

pension

حقوق بازشنستگى، مقررى، پانسیون، مزد، حقوق، مستمرى گرفتن، پانسیون شدن

۲

emolument

درآمد، مواجب، مداخل، معونت، حقوق، مقررى

۳

deat benefit

وظیفه یا پولى که کارفرما بعیال و اولاد کارگر متوفى مى دهد، مقررى

۴

dole

قسمت، حصه، سرنوشت، تقسیم پول یا غذا در فواصل معین، صدقه، کمک هزینه دولتى به بیکاران، حق بیمه ایام بیکارى، اندوه، ماتم entitlement

۵

salary

حقوق، شهریه، مواجب، حقوق دادن

۶

stipend

مواجب، حقوق، جیره، دستمزد

۷

allowance

فوق العاده و هزینه ى سفر، مدد معاش، جیره دادن، فوق العاده دادن