فرهنگ آریان‌پور

مقرره

#۱۸۹٬۶۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

regulation

تنظیم، آئین نامه، مقرره، تعدیل، قاعده، دستور، قانون

۲

requirement

نیاز، لازم، مقرره، دربایست، نیازمندى، تقاضا، احتیاج، الزام، ایجاب، التزام