فرهنگ آریانپور
مقدماتی
#۱۸۹٬۵۸۵
proforma
مقدماتى، مسوده شده، فاکتور مقدماتى
elementary
مقدماتى، ابتدایى، اصلى
elementarily
مقدماتى، ابتدایى، اصلى elementary
first
نخست، نسختین، اولاً، نخستین، اول، یکم، مقدم، مقدماتى
primary
اولیه، ابتداى، عمده، ابتدایى، مقدماتى، نخستین، اصلى
elemental
عنصرى، وابسته به جسم بسیط، خالص، اصلى، مقدماتى
preliminary
آستانه اى، اولیه، مقدمات، مقدماتى، ابتدایى، امتحان مقدماتى
preparatory
پستایى، مقدماتى، مربوط به تهیه یا مقدمات، آمایشى، تدارکى
initial
نخستبن، اول، اولین، اصلى، آغازى، ابتدایى، بدوى، واقع در آغاز، اولین قسمت، پاراف، در آغاز قرار دادن، نخستین حروف نام و نام خانوادگى را نوشتن، پاراف کردن، آغاز کردن
inductive
قیاسى، استنتاجى، استقرایى، القایى
initiative
ابتکار، پیشقدمى، قریحه، آغازى
initiatory
واقع در اول، اولین، دخولى، وابسته به آئین دخول
exploratory
اکتشافى
introductory
دیباچه اى، وابسته به مقدمه، معارفه اى pirmary roughandready