فرهنگ آریان‌پور

مقدمات

#۱۸۹٬۵۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

rudiment

(در جمع) مقدمات، علوم مقدماتى، چیز بدوى، اولیه، ابتدایى

۲

arrangement

ترتیب، نظم، قرار، (تهیه) مقدمات، تصفیه

۳

preliminary

آستانه اى، اولیه، مقدمات، مقدماتى، ابتدایى، امتحان مقدماتى

۴

propaedeutic

تعلیمات مقدماتى، تحصیلات مقدماتى، مقدمات

۵

arrangements

ترتیب، نظم، قرار، (تهیه) مقدمات، تصفیه

۶

ABC

سه حرف اول الفباى انگلیسى که نماینده حروف الفبا است، الفبا، کتاب الفبا، پایه کار، مبدا کار