فرهنگ آریانپور
مقدمات
#۱۸۹٬۵۸۲
rudiment
(در جمع) مقدمات، علوم مقدماتى، چیز بدوى، اولیه، ابتدایى
arrangement
ترتیب، نظم، قرار، (تهیه) مقدمات، تصفیه
preliminary
آستانه اى، اولیه، مقدمات، مقدماتى، ابتدایى، امتحان مقدماتى
propaedeutic
تعلیمات مقدماتى، تحصیلات مقدماتى، مقدمات
arrangements
ترتیب، نظم، قرار، (تهیه) مقدمات، تصفیه
ABC
سه حرف اول الفباى انگلیسى که نماینده حروف الفبا است، الفبا، کتاب الفبا، پایه کار، مبدا کار