فرهنگ آریان‌پور

مقابل - در -

#۱۸۹٬۰۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

for

براى، به جهت، بواسطه، به جاى، از طرف، به ب هاى، درمدت، به قدر، در برابر، در مقابل، بر له، به طرفدارى از، مربوط به، مال، براى این که، زیرا که، چونکه

۲

versus

در مقابل، بر ضد، در برابر

۳

against

دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با

۴

vis a vis

رو به رو، مقابل، شخص رو به رو، در مقابل، با هم