فرهنگ آریانپور
مقابل
#۱۸۹٬۰۷۶
off
قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)
inverse
وارونه، معکوس، برعکس، مقابل، برگشته، وارون
opposed
ضد، متضاد، مخالف، نقیض، مقابل، رو به رو، مواجه، مخالف یکدیگر
against
دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با
contrary
مخالف، معکوس، مقابل، خلاف
opposite
رو به رو، مقابل، ضد، وارونه، از رو به رو، عکس قضیه
off of
(off =) ـ قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف
vis a vis
رو به رو، مقابل، شخص رو به رو، در مقابل، با هم