فرهنگ آریان‌پور

مقابل

#۱۸۹٬۰۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

off

قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)

۲

inverse

وارونه، معکوس، برعکس، مقابل، برگشته، وارون

۳

opposed

ضد، متضاد، مخالف، نقیض، مقابل، رو به رو، مواجه، مخالف یکدیگر

۴

against

دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با

۵

contrary

مخالف، معکوس، مقابل، خلاف

۶

opposite

رو به رو، مقابل، ضد، وارونه، از رو به رو، عکس قضیه

۷

off of

(off =) ـ قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف

۸

vis a vis

رو به رو، مقابل، شخص رو به رو، در مقابل، با هم