فرهنگ آریان‌پور

مفید بودن

#۱۸۹٬۰۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

vail

بدرد خوردن، به کار خوردن، مفید بودن، انعام

۲

stead

مکان، جا، محل، دهکده، مقر، مسکن، مزرعه، عوض، به جاى، به عوض، جا دادن، گذاشتن، حمایت کردن، مفید بودن

۳

benefit

منفعت، استفاده، احسان، اعانه، نمایش براى جمع آورى اعانه فایده رساندن، احسان کردن، مفید بودن، فایده بردن

۴

advantage

فایده، صرفه، سود، برترى، بهترى، مزیت، تفوق مزیت دادن، سودمند بودن، مفید بودن

۵

salubrity

سازگارى، گوارایى، مفید بودن

۶

help

کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور

۷

utility

سودمندى، مفیدیت، سود، فایده، صنایع همگانى (مثل برق و تلفن)، کاربردپذیرى