فرهنگ آریانپور
مفید
#۱۸۹٬۰۶۵
helpful
مفید، کمک کننده
good
خوب، نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابى، خیر، سود، مال التجاره، مال منقول، محموله
effect
اثر، نتیجه، اجرا کردن، معنى، مفهوم، نیت، مفید، کار موثر، عملى کردن، معلول
fruitful
میوه دار، مثمر، مفید، بارور
remedial
گزیرى، علاجى، چاره ساز، شفابخش، مفید، درمانى
beneficial
سودمند، مفید، نافع، پرمنفعت، با استفاده
benefactress
بانى خیر (زن)، زن نیوکار، سودمند، مفید، نافع
constructive
بناکننده، (مجازى) سودمند، مفید، ساختمانى
instrumental
سودمند، وسیله ساز، مفید، قابل استفاده، آلت، وسیله، حالت ابزارى
well off
ثروتمند، خوب، مفید، جذاب، جالب، داراى زندگى آسوده
gainful
پر منفعت
positive
مثبت، یقین، قطعى، محقق، معین، مطلق، ساده
effectual
انجام شدنى، موثر
expedient
مقتضى، مصلحت، مناسب، تهور آمیز
efficacious
موثر
practicable
عملى، قابل اجرا، صورت پذیر، عبور کردنى
advantageous
سودمند، نافع، باصرفه