فرهنگ آریان‌پور

مفر

#۱۸۸٬۹۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

debouch

(علوم نظامى) از محل محصورى به محل غیر محصورى آمدن، از تنگنا در آوردن، مفر، راه خروج

۲

exhaust

اگزوس، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهى کردن، نیروى چیزى را گرفتن، خسته کردن، از پاى در آوردن، تمام کردن، با دقت بحث کردن

۳

loophole

مزغل ساختن، سوراخ دیده بانى ایجاد کردن، مزغل، سوراخ سنگر، سوراخ دیده بانى، راه گریز، مفر، روزنه blowhole bolthole

۴

debouchure

مخرج، معبر، مفر

۵

escape

رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى

۶

outlet

دررو، فروشگاه، پریز، روزنه، مجراى خروج، بازار فروش، مخرج