فرهنگ آریانپور
مفر
#۱۸۸٬۹۴۸
debouch
(علوم نظامى) از محل محصورى به محل غیر محصورى آمدن، از تنگنا در آوردن، مفر، راه خروج
exhaust
اگزوس، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهى کردن، نیروى چیزى را گرفتن، خسته کردن، از پاى در آوردن، تمام کردن، با دقت بحث کردن
loophole
مزغل ساختن، سوراخ دیده بانى ایجاد کردن، مزغل، سوراخ سنگر، سوراخ دیده بانى، راه گریز، مفر، روزنه blowhole bolthole
debouchure
مخرج، معبر، مفر
escape
رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى
outlet
دررو، فروشگاه، پریز، روزنه، مجراى خروج، بازار فروش، مخرج