فرهنگ آریان‌پور

مفتون‌ کردن

#۱۸۸٬۹۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن

۲

allure

به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن

۳

bewitch

افسون کردن، فریفتن، مسحور کردن

۴

captivate

شیفتن، فریفتن، اسیر کردن