واژههای فارسی←مفتی سوار ماشین کسی شدنفرهنگ آریانپورمفتی سوار ماشین کسی شدن#۱۸۸٬۹۴۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hitchhikeسرجاده ایستادن و با شست جهت خود را نشان دادن (براى سوارى مفتى)، مسافرت مفتىواژههای نزدیک در الفبامفتول کشی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمفتونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمفتون ساختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمفتون کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمفتون کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمفتون کردن - مسحور -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر