فرهنگ آریانپور
مغشوش کردن
#۱۸۸٬۸۰۴
unsettle
بر هم زدن، ناراحت کردن، مغشوش کردن
tangle
درهم و بر هم کردن، درهم پیچیدن، گرفتار کردن، گیر افتادن، درهم گیر انداختن، گوریده کردن
becloud
تار کردن، با ابر پوشاندن، تاریک کردن، زیر ابر پنهان کردن
confuse
مغشوش شدن، با هم اشتباه کردن، آسیمه کردن، گیج کردن، دست پاچه کردن
embroil
به نزاع انداختن، میانه بر هم زدن، دچار کردن، آشفته کردن
perturb
آشفتن، ناراحت کردن، مزاحم شدن
trouble
آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه