فرهنگ آریان‌پور

مغشوش

#۱۸۸٬۷۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

hay wire

ساخته شده از روى عجله، بد ساخته شده، بلا استفاده، مغشوش

۲

woolly headed

داراى سر پشمالو، مغشوش، گیج و حواس پرت

۳

muddy

گل آلود، پر از گل، تیره، گلى، گلى کردن

۴

turbid

گل آلود، تیره، کدر، درهم و بر هم، مه آلود

۵

woolly

لباس پشمى، عرق گیر کرکى، ژاکت پشمى پشم دار، پرپشم، پشمالو، پشم نما، خشن، فرفرى (wooly، woolie) ـ

۶

disorderly

بى نظم، بى ترتیب، نامنظم، مختل، شلوغ، ناامن

۷

unorganized

نابسامان، غیر مشتکل، فاقد سازمان، درهم و بر هم

۸

upside down

وارونه، معکوس، واژگون