فرهنگ آریان‌پور

مغبون‌ کردن (2)

#۱۸۸٬۶۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

clip

کوتاه کردن، گیره کاغذ، برش، موزنى، پشم چینى، شانه فشنگ، گیره یاپنس، چیدن، بغل گرفتن، محکم گرفتن

۲

gouge

منقار، اسکنه جراحى، به زور ستانى، غضب، جبر، در آوردن، کندن، با اسکنه کندن، به زور ستاندن، گول زدن خودمانی‌

۳

diddle

فریب دادن، مغبون کردن