واژههای فارسی←معطل کردنفرهنگ آریانپورمعطل کردن#۱۸۸٬۲۹۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱detainبازداشتن، معطل کردن، توقیف کردن۲lingerدرنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندنواژههای نزدیک در الفبامعطر کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمعطر کردن و به عمل اوردن مشروباتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمعطر مرکب از جین - مشروبی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمعطر و خوشبو ساختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمعطلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمعطل شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر