فرهنگ آریان‌پور

معطر کردن

#۱۸۸٬۲۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

flavor

مزه و بو، مزه، طعم، چاشنى، مزه دار کردن، خوش مزه کردن، چاشنى زدن به، معطر کردن

۲

flavour

مزه و بو، مزه، طعم، چاشنى، مزه دار کردن، خوش مزه کردن، چاشنى زدن به، معطر کردن

۳

perfume

عطر، بوى خوش، معطر کردن

۴

aromatize

(aromatise =) ـ خوشبو ساختن، عطر زدن، معطر کردن

۵

scent

بو، عطر، ردشکار، سراغ، سررشته، پى، رایحه، خوشبویى، ادراک، بو کشیدن