فرهنگ آریان‌پور

معتدل‌ کردن

#۱۸۸٬۰۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

season

فصل، فرصت، هنگام، دوران، چاشنى زدن، ادویه زدن، معتدل کردن، خودادن

۲

modify

پیراستن، اصلاح کردن، تغییر دادن، تعدیل کردن

۳

chasten

تصفیه و تزکیه کردن