فرهنگ آریان‌پور

معتبر کردن

#۱۸۸٬۰۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

seal

(جانور شناسى) خوک آبى، گوساله ماهى، مهر (mhor)، نشان، تضمین، مهر کردن، صحه گذاشتن، مهر و موم کردن، بستن، درزگیرى کردن، مهر، مهر زدن، محکم چسباندن

۲

validate

معتبر ساختن، تایید اعتبار، قانونى کردن، قانونى شناختن، نافذ شمردن، تنفیذ کردن