فرهنگ آریان‌پور

معتبر بودن

#۱۸۷٬۹۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

dow

(dowing , dowed , dought =) ـ (اسکاتلند) خوب بودن، قوى بودن، معتبر بودن، به درد خوردن، خوشبخت بودن

۲

stand

(past: stood ; past participle: stood) ـ ایستادن، تحمل کردن، موضع، دکه، بساط، ایست کردن، توقف کردن، ماندن، راست شدن، قرار گرفتن، بودن، واقع بودن، واداشتن، عهده دار شدن، ایست، توقف، مکث، وضع، موقعیت، شهرت، مقام، پایه، میز کوچک، سه پایه، دکه دکان، ایستگاه، توقفگاه، جایگاه گواه در دادگاه، سکوب تماشاچیان مسابقات