فرهنگ آریان‌پور

معتبر

#۱۸۷٬۹۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

valid

معتبر، صحیح، قوى، سالم، قانونى، درست، داراى اعتبار، موثر

۲

credible

معتبر، باور کردنى، موثق

۳

creditable

معتبر، محترم و آبرومند

۴

good

خوب، نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابى، خیر، سود، مال التجاره، مال منقول، محموله

۵

reliable

قابل اطمینان، معتبر، موثق، قابل اتکا

۶

authentic

صحیح، معتبر، درست، موثق، قابل اعتماد

۷

inviolate

غصب نشدنى، معتبر، تجاوز نشده، مصون

۸

responsible

مسئول، عهده دار، مسئولیت دار، معتبر، آبرومند

۹

authoritative

آمر، مقتدر، توانا، معتبر

۱۰

genuine

خالص، اصل، اصلى، واقعى، حقیقى، درست

۱۱

faithful

از روى وفادارى، وفاکارانه، صادقانه، از روى ایمان یا خلوص نیت

۱۲

standard

متعارف، معیار، استاندارد، همگون، الگو، قالب، مقرر، قانونى، نمونه قبول شده، معین، متعارفى، نشان، پرچم، متداول، مرسوم standard wellestablished

۱۳

effectual

انجام شدنى، موثر

۱۴

reputable

قابل شهرت، مشهور، قابل اطمینان

۱۵

authorized

مجاز

۱۶

magisterial

آمرانه، دیکتاتوروار، مطلق، داراى اختیار