معتبر
#۱۸۷٬۹۹۳
valid
معتبر، صحیح، قوى، سالم، قانونى، درست، داراى اعتبار، موثر
credible
معتبر، باور کردنى، موثق
creditable
معتبر، محترم و آبرومند
good
خوب، نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابى، خیر، سود، مال التجاره، مال منقول، محموله
reliable
قابل اطمینان، معتبر، موثق، قابل اتکا
authentic
صحیح، معتبر، درست، موثق، قابل اعتماد
inviolate
غصب نشدنى، معتبر، تجاوز نشده، مصون
responsible
مسئول، عهده دار، مسئولیت دار، معتبر، آبرومند
authoritative
آمر، مقتدر، توانا، معتبر
genuine
خالص، اصل، اصلى، واقعى، حقیقى، درست
faithful
از روى وفادارى، وفاکارانه، صادقانه، از روى ایمان یا خلوص نیت
standard
متعارف، معیار، استاندارد، همگون، الگو، قالب، مقرر، قانونى، نمونه قبول شده، معین، متعارفى، نشان، پرچم، متداول، مرسوم standard wellestablished
effectual
انجام شدنى، موثر
reputable
قابل شهرت، مشهور، قابل اطمینان
authorized
مجاز
magisterial
آمرانه، دیکتاتوروار، مطلق، داراى اختیار