فرهنگ آریان‌پور

معتاد کردن

#۱۸۷٬۹۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

customize

معتاد کردن

۲

habit

عادت، خو، مشرب، ظاهر، جامه، لباس روحانیت، روش طرز رشد، رابطه جامه پوشیدن، آراستن، معتاد کردن، زندگى کردن

۳

inure

(enur =) ـ عادت دادن، خودادن، آموخته کردن، معتاد کردن، موجب شدن

۴

addict

خو دادن، اعتیاد دادن، عادى کردن خو گرفتگى، عادت، اعتیاد خو گرفته، معتاد