فرهنگ آریان‌پور

معتاد به

#۱۸۷٬۹۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

wont

آموخته، معتاد به، خو گرفته، عادت، رسم، خو گرفتن یا خو دادن

۲

accustomed

عادت دادن، آشنا کردن، آشنا شدن، معتاد ساختن، معتاد شدن، عادت، خو گرفتن، انس گرفتن