فرهنگ آریان‌پور

مطابقت داشتن

#۱۸۷٬۳۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

agree

خوشنود کردن، ممنون کردن، پسند آمدن، آشتى دادن، مطابقت کردن، ترتیب دادن، درست کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلوس کردن، نائل شدن، موافقت کردن، موافق بودن، متفق بودن، همراى بودن، سازش کردن

۲

conform

همنوایى کردن، مطابقت کردن، وفق دادن، پیروى کردن

۳

correspond

برابر بودن، به هم مربوط بودن، رابطه داشتن