فرهنگ آریان‌پور

مطابقت

#۱۸۷٬۳۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

sameness

مطابقت، همانى، عینیت، یکسانى، یکنواختى

۲

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت

۳

concent

توافق، مطابقت، هم آهنگى

۴

concord

توافق، مطابقت، یکجورى، پیمان، قرار

۵

accordance

جور بودن، مطابقت، وفق، توافق، تطابق، موافقت

۶

compatibility

همسازى، سازش پذیرى، سازگارى، دمسازى، مطابقت

۷

correspondence

(correspondency =) ـ تناظر، مکاتبه، مکاتبات، ارتباط، مطابقت، تشابه، مراسلات

۸

correspondency

(correspondence =) ـ ارتباط، مطابقت، تشابه، مراسلات