واژههای فارسی←مضیقه گذاردن - درتنگی -فرهنگ آریانپورمضیقه گذاردن - درتنگی -#۱۸۷٬۳۴۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱straitenتنگ کردن، باریک کردن، درتنگى و مضیقه گذاردن، زور آوردن، محدود کردنواژههای نزدیک در الفبامضمون لهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمضمون نطقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمضمون نوشتهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمضو - عضله -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمضیقهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمضیقه - در -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر