مصنوعی
#۱۸۷٬۱۹۷
dummy
ساختگى، تصنعى، زائد، شخص لال و گیج و گنگ، آدم ساختگى، مانکن، مصنوعى، به طور مصنوعى ساختن، آدمک dummy ersatz
False
دروغ، کذب، کاذبانه، مصنوعى، دروغگو، ساختگى، نادرست، غلط، قلابى، بدل
artful
حیله گر، نیرنگ باز، ماهرانه، صنعتى، مصنوعى، استادانه
accrete
با هم یکى شدن، تواما رشد کردن، فراهم کردن، فراهم شدن، متحد کردن، به هم افزودن یا چسبانیدن، (مج) مصنوعى، به هم پیوسته، (گیاه شناسى) دوقلو، یکپارچه
synthetic
ترکیبى، مرکب از مواد مصنوعى، همگذاشت
artificial
ساختگى، مصنوعى، بدلى
factitious
(factitive =) ـ ساختگى، مصنوعى، صورى، غیر طبیعى، دروغى، وانمود کننده، بهانه کننده
denaturant
عامل غیر طبیعى، تقلبى، مصنوعى
nonrepresentational
غیر طبیعى، مصنوعى، غیرحاکى
made up
ساختگى، تقلبى، مصنوعى، بزک کرده
airy
هوایى، هوا مانند، با روح، پوچ، واهى، خودنما
fake
تقلید، جعل، حلقه کردن، پیچیدن، جا زدن، وانمود کردن False
unreal
(unrealistic =) ـ غیر واقعى، خیالى، تصورى، واهى، وهمى
feigned
وانمود کردن، به خود بستن، جعل کردن
contrived
تعبیه کردن، طرح ریزى کردن، تدبیر کردن