فرهنگ آریان‌پور

مصنوعی

#۱۸۷٬۱۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

dummy

ساختگى، تصنعى، زائد، شخص لال و گیج و گنگ، آدم ساختگى، مانکن، مصنوعى، به طور مصنوعى ساختن، آدمک dummy ersatz

۲

False

دروغ، کذب، کاذبانه، مصنوعى، دروغگو، ساختگى، نادرست، غلط، قلابى، بدل

۳

artful

حیله گر، نیرنگ باز، ماهرانه، صنعتى، مصنوعى، استادانه

۴

accrete

با هم یکى شدن، تواما رشد کردن، فراهم کردن، فراهم شدن، متحد کردن، به هم افزودن یا چسبانیدن، (مج) مصنوعى، به هم پیوسته، (گیاه شناسى) دوقلو، یکپارچه

۵

synthetic

ترکیبى، مرکب از مواد مصنوعى، همگذاشت

۶

artificial

ساختگى، مصنوعى، بدلى

۷

factitious

(factitive =) ـ ساختگى، مصنوعى، صورى، غیر طبیعى، دروغى، وانمود کننده، بهانه کننده

۸

denaturant

عامل غیر طبیعى، تقلبى، مصنوعى

۹

nonrepresentational

غیر طبیعى، مصنوعى، غیرحاکى

۱۰

made up

ساختگى، تقلبى، مصنوعى، بزک کرده

۱۱

airy

هوایى، هوا مانند، با روح، پوچ، واهى، خودنما

۱۲

fake

تقلید، جعل، حلقه کردن، پیچیدن، جا زدن، وانمود کردن False

۱۳

unreal

(unrealistic =) ـ غیر واقعى، خیالى، تصورى، واهى، وهمى

۱۴

feigned

وانمود کردن، به خود بستن، جعل کردن

۱۵

contrived

تعبیه کردن، طرح ریزى کردن، تدبیر کردن