فرهنگ آریان‌پور

مصنوع

#۱۸۷٬۱۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

synthesic

مصنوع، مصنوعى، ترکیبى

۲

ornate

بیش از حد آراسته، مزین، مصنوع، پر آب و تاب

۳

artefact

محصول مصنوعى، مصنوع

۴

artifact

محصول مصنوعى، مصنوع

۵

synthetic

ترکیبى، مرکب از مواد مصنوعى، همگذاشت

۶

manufacture

ساختن، جعل کردن، تولید کردن، ساخت، مصنوع، تولید

۷

made

(past: made ; past participle: made) ـ ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه make