فرهنگ آریان‌پور

مصممانه

#۱۸۷٬۱۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

stubborn

سمج، خودسر، سرسخت، لجوج، خیره سر، کله شق

۲

foursquare

چهار ضلعى، مربع، لوزى، چهارگوش، محکم

۳

purposeful

با مقصود، متضمن مقصود، با جهت، بااراده، باعزم

۴

resolutely

صاحب عزم، ثابت قدم، پا بر جا، مصمم، ثابت، تصویب کردن singlemindedly

۵

steadfastly

ثابت قدم، استوار، پابرجاى، خیره

۶

determinedly

مصمم determined