فرهنگ آریانپور
مصلحت اندیشی
#۱۸۷٬۱۶۳
policy
سیاست، خط مشى، سیاستمدارى، مصلحت اندیشى، کاردانى، بیمه نامه، ورقه بیمه، سند معلق به انجام شرطى، اداره یا حکومت کردن
advice
اندرز، رایزنى، صوابدید، مشورت، مصلحت، نظر، عقیده، پند، نصیحت، آگاهى، خبر، اطلاع
caution
احتیاط، پیش بینى، هوشیارى، وثیقه، ضامن، هوشیار کردن، اخطار کردن به
prudence
احتیاط، حزم، ملاحظه، پروا
expediency
(expedience =) ـ شتاب، عجله، کار مهم، اقدام مهم، اقتضاء