فرهنگ آریان‌پور

مصلحت

#۱۸۷٬۱۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

rede

مشورت، پند، تدبیر، مشورت دادن، حدس زدن، هدایت کردن، واقعه، جریان، وقوع، مصلحت

۲

advice

اندرز، رایزنى، صوابدید، مشورت، مصلحت، نظر، عقیده، پند، نصیحت، آگاهى، خبر، اطلاع

۳

interest

تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن

۴

expedient

مقتضى، مصلحت، مناسب، تهور آمیز

۵

advisable

مقتضى، مصلحتى، مقرون بصلاح، قابل توصیه

۶

prudent

(prudential =) ـ محتاط، از روى احتیاط

۷

prudence

احتیاط، حزم، ملاحظه، پروا

۸

expediency

(expedience =) ـ شتاب، عجله، کار مهم، اقدام مهم، اقتضاء