فرهنگ آریانپور
مصرف کردن
#۱۸۷٬۱۲۴
consume
مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن
eat
(past: ate ; past participle: eaten) ـ خوردن، مصرف کردن، تحلیل رفتن
use
استعمال کردن، استفاده کردن، به کار بردن، مصرف کردن، به کار انداختن استعمال، استفاده، کاربرد، مصرف، فایده، سودمندى، تمرین، تکرار، ممارست
expend
خرج کردن، صرف کردن، مصرف کردن
spend
(past: spent ; past participle: spent) ـ صرف کردن، پرداخت کردن، خرج کردن، تحلیل رفتن قوا، تمام شدن، صرف شدن
outwear
فرسوده شدن، کهنه شدن، گذراندن، بیشتر دوام کردن