فرهنگ آریان‌پور

مصرف‌ کردن

#۱۸۷٬۱۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

consume

مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن

۲

eat

(past: ate ; past participle: eaten) ـ خوردن، مصرف کردن، تحلیل رفتن

۳

use

استعمال کردن، استفاده کردن، به کار بردن، مصرف کردن، به کار انداختن استعمال، استفاده، کاربرد، مصرف، فایده، سودمندى، تمرین، تکرار، ممارست

۴

expend

خرج کردن، صرف کردن، مصرف کردن

۵

spend

(past: spent ; past participle: spent) ـ صرف کردن، پرداخت کردن، خرج کردن، تحلیل رفتن قوا، تمام شدن، صرف شدن

۶

outwear

فرسوده شدن، کهنه شدن، گذراندن، بیشتر دوام کردن