فرهنگ آریان‌پور

مصرف شده - نیروی -

#۱۸۷٬۱۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

input

(past: inputted, input ; past participle: inputted, input) ـ درون گذاشت، پول بمیان نهاده، خرج، نیروى مصرف شده، ورودى، درونداد