فرهنگ آریانپور
مصرف
#۱۸۷٬۱۰۷
wasteful
مصرف، ولخرج، افراط کار، متلف، بى فایده
consumption
مصرف، سوختن، زوال، (پزشکى) مرض سل
use
استعمال کردن، استفاده کردن، به کار بردن، مصرف کردن، به کار انداختن استعمال، استفاده، کاربرد، مصرف، فایده، سودمندى، تمرین، تکرار، ممارست
expense
برآمد، هزینه، خرج، (مخارج) مصرف، فدیه
disposal
دسترس، در اختیار، مصرف، درمعرض گذارى
utilizable
قابل مصرف، قابل استفاده، مصرف، به کار برى
expenditure
برآمد، هزینه، خرج، مخارج، صرف، مصرف، پرداخت
utilization
به کارگیرى، بهره بردارى، به کار گرفتگى، سودمندى، استفاده، مصرف، به کار برى
depletion
تهى سازى، رگ زنى، تقلیل، نقصان، تخلیه، نهى سازى