فرهنگ آریان‌پور

مصرف

#۱۸۷٬۱۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

wasteful

مصرف، ولخرج، افراط کار، متلف، بى فایده

۲

consumption

مصرف، سوختن، زوال، (پزشکى) مرض سل

۳

use

استعمال کردن، استفاده کردن، به کار بردن، مصرف کردن، به کار انداختن استعمال، استفاده، کاربرد، مصرف، فایده، سودمندى، تمرین، تکرار، ممارست

۴

expense

برآمد، هزینه، خرج، (مخارج) مصرف، فدیه

۵

disposal

دسترس، در اختیار، مصرف، درمعرض گذارى

۶

utilizable

قابل مصرف، قابل استفاده، مصرف، به کار برى

۷

expenditure

برآمد، هزینه، خرج، مخارج، صرف، مصرف، پرداخت

۸

utilization

به کارگیرى، بهره بردارى، به کار گرفتگى، سودمندى، استفاده، مصرف، به کار برى

۹

depletion

تهى سازى، رگ زنى، تقلیل، نقصان، تخلیه، نهى سازى