فرهنگ آریان‌پور

مصدوم‌ کردن

#۱۸۷٬۰۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

hurt

(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه

۲

maim

کسى را معیوب کردن، معیوب شدن، اختلال یا از کار افتادگى عضوى، صدمه، جرج، ضرب و جرح، نقص عضو، چلاق کردن

۳

injure

آسیب زدن (به)، آزار رساندن (به)