فرهنگ آریانپور
مصدوم کردن
#۱۸۷٬۰۹۴
hurt
(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه
maim
کسى را معیوب کردن، معیوب شدن، اختلال یا از کار افتادگى عضوى، صدمه، جرج، ضرب و جرح، نقص عضو، چلاق کردن
injure
آسیب زدن (به)، آزار رساندن (به)