فرهنگ آریانپور
مصدع شدن
#۱۸۷٬۰۹۱
potter
کوزه گر، سفالگر، دیگ ساز، مزاحم شدن، مصدع شدن، پرسه زدن
trouble
آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه
bother
دردسر دادن، زحمت دادن، مخل آسایش شدن، نگران شدن، جوش زدن و خودخورى کردن، رنجش، پریشانى، مایه زحمت
torment
زجر، عذاب، شکنجه، آزار، زحمت، عذاب دادن، زجر دادن
persecute
آزار کردن، جفا کردن، دائما مزاحم شدن و اذیت کردن
importune
مصرانه خواستن، اصرار کردن به، عاجز کردن، سماجت کردن، ابرام کردن، مصرانه