فرهنگ آریان‌پور

مصاف دادن

#۱۸۷٬۰۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

oppose

در افتادن، ضدیت کردن، مخالفت کردن، مصاف دادن

۲

fight

(past: fought ; past participle: fought) ـ جنگ، نبرد، کارزار، پیکار، زد و خورد، جنگ کردن، نزاع کردن، جنگیدن wages

۳

encounter

رویارویى، رویاروى شدن، برخورد، رو به رو شدن، مواجه شدن با، مصادف شدن با، دست به گریبان شدن با، مواجهه، تصادف