فرهنگ آریانپور
مصاف دادن
#۱۸۷٬۰۵۰
oppose
در افتادن، ضدیت کردن، مخالفت کردن، مصاف دادن
fight
(past: fought ; past participle: fought) ـ جنگ، نبرد، کارزار، پیکار، زد و خورد، جنگ کردن، نزاع کردن، جنگیدن wages
encounter
رویارویى، رویاروى شدن، برخورد، رو به رو شدن، مواجه شدن با، مصادف شدن با، دست به گریبان شدن با، مواجهه، تصادف