فرهنگ آریان‌پور

مصادف شدن

#۱۸۷٬۰۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hurtle

خوردن، تصادف کردن، مصادف شدن، پرت کردن، انداختن، پیچ دادن، ازدحام

۲

fall

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن