فرهنگ آریان‌پور

مصادره کردن

#۱۸۷٬۰۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

escheat

(حق) حق تصرف دارایى متوفى از طرف دولت یا پادشاه در موردى که متوفى بى وارث یابى وصیت مرده باشد، مصادره کردن

۲

essential

ضرورى، اساسى، واجب، بسیار لازم، اصلى، اساسى ذاتى، جبلى، لاینفک، واقعى، عمده، بى وارث را)، مصادره کردن

۳

sequester

جدایى، تفرقه، توقیف کردن، جدا کردن، مصادره کردن

۴

commandeer

وارد بخدمت اجبارى کردن، براى ارتش برداشتن، مصادره کردن

۵

confiscate

ضبط کردن، توقیف کردن، مصادره کردن

۶

requisition

درخواست، تقاضا، سخره، چیز مورد تقاضا، بازگرفتن، مصادره کردن، درخواست رسمى کردن