فرهنگ آریانپور
مصادره کردن
#۱۸۷٬۰۴۰
escheat
(حق) حق تصرف دارایى متوفى از طرف دولت یا پادشاه در موردى که متوفى بى وارث یابى وصیت مرده باشد، مصادره کردن
essential
ضرورى، اساسى، واجب، بسیار لازم، اصلى، اساسى ذاتى، جبلى، لاینفک، واقعى، عمده، بى وارث را)، مصادره کردن
sequester
جدایى، تفرقه، توقیف کردن، جدا کردن، مصادره کردن
commandeer
وارد بخدمت اجبارى کردن، براى ارتش برداشتن، مصادره کردن
confiscate
ضبط کردن، توقیف کردن، مصادره کردن
requisition
درخواست، تقاضا، سخره، چیز مورد تقاضا، بازگرفتن، مصادره کردن، درخواست رسمى کردن