فرهنگ آریان‌پور

انگیختن

#۱۸٬۶۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

incite

انگیختن، باصرار وادار کردن، تحریک کردن

۲

motivate

انگیختن، تحریک کردن، تهییج کردن، داراى انگیزه شده

۳

fire

آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن

۴

urge

اصرار کردن، با اصرار وادار کردن، انگیختن، تسریع شدن، ابرام کردن، انگیزش

۵

motive

انگیزه، محرک، داعى، سبب، علت، انگیختن

۶

arouse

بیدار کردن، برانگیختن، تحریک کردن

۷

excite

برآشفتن، برانگیختن، تحریک کردن، القاء کردن

۸

actuate

به کار انداختن، تحریک کردن، برانگیختن، سوق دادن، نشان دادن

۹

occasion

موقع، مورد، وهله، فرصت مناسب، موقعیت، تصادف، باعث شدن، انگیختن

۱۰

inanimate

روح دادن، انگیختن، بیجان، غیر ذیروح

۱۱

stimulate

تحریک کردن، تهییج کردن، انگیختن

۱۲

draw

(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش

۱۳

awake

(past: awoke ; past participle: awoken) ـ بیدار شدن، بیدار ماندن، بیدار کردن، بیدار

۱۴

spark

ژابیژ، اخگر، جرقه، بارقه، جرقه زدن

۱۵

awaken

بیدار کردن، بیدار شدن

۱۶

animate

سرزنده، با روح، جاندار، روح دادن، زندگى بخشیدن، تحریک و تشجیع کردن، جان دادن به