فرهنگ آریان‌پور

انگولک کردن

#۱۸٬۶۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

fool

نادان، احمق، ابله، لوده، دلقک، مسخره، گول زدن، فریب دادن، دست انداختن

۲

mess

یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن

۳

botch

سنبل کردن، خراب کردن، از شکل انداختن، وصله و پینه بدنما، کار سر هم بندى، ورم

۴

needle

سوزن، سوزن سرنگ و گرامافون و غیره، سوزن دوزى کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدن، اذیت کردن، عقربه

۵

monkey

بوزینه، میمون، تقلید در آوردن، شیطنت کردن

۶

bungle

سرهم بندى کردن، سنبل کردن، خراب کردن، خام دستى

۷

tamper

مذاکرات پنهانى و زیر جلى داشتن، رشوه دادن، مداخله و فضولى کردن، ناخنک مردن

۸

manipulate

با دست عمل کردن، با استادى درست کردن، با مهارت انجام دادن، اداره کردن، دستکارى کردن