فرهنگ آریان‌پور

مشتق

#۱۸۶٬۶۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

derivative

مشتق، اشتقاقى، فرعى، گرفته شده، ماخوذ

۲

formant

متشکل، مرکب، مشتق

۳

offshoot

شاخه نورسته، جوانه، ترکه، فرع، انشعاب، شعبه، مشتق paronym

۴

paronymous

هم ریشه، داراى وجه اشتقاق مشترک، مشتق