فرهنگ آریان‌پور

مشتعل شدن

#۱۸۶٬۶۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

burn

(past: burned, burnt ; past participle: burned, burnt) ـ سوزاندن، آتش زدن، سوختن، مشتعل شدن، در آتش شهوت سوختن، اثر سوختگى

۲

flame

شعله، زبانه آتش، الو، تب و تاب، شورعشق، شعله زدن، زبانه کشیدن، مشتعل شدن، تابش

۳

ignite

آتش زدن، روشن کردن، گیراندن، آتش گرفتن، مشتعل شدن

۴

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست

۵

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى