فرهنگ آریانپور
مشتعل
#۱۸۶٬۶۰۳
blazing
مشتعل
conflagrant
مشتعل، فروزان
ablaze
سوزان، فروزان، درخشان، مشتعل، برافروخته
aflame
شعله ور، مشتعل
sulfurous
(sulphurous =) ـ گوگردى، شبیه گوگرد، مشتعل
sulphurous
(sulfurous =) ـ گوگردى، شبیه گوگرد، مشتعل
afire
شعله ور، در حال سوختن
alight
روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن
flaming
شعله ور، زباه کش