فرهنگ آریان‌پور

مشتری

#۱۸۶٬۵۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

customer

مشترى

۲

chap

معامله کردن، انتخاب کردن، شکاف دادن، ترکاندن، خشکى زدن پوست، زدن، مشترى، مرد، جوانک، شکاف، ترک، فک

۳

client

موکل، مشترى، ارباب رجوع

۴

patron

حافظ، حامى، نگهدار، پشتیبان، ولى نعمت، مشترى

۵

vendee

خریدار، مشترى

۶

an evening star

برجیس، مشترى، عطارد

۷

case

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا