فرهنگ آریان‌پور

مشترکا استفاده کردن

#۱۸۶٬۵۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

common

مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن